FA - EN

تصور کنید اضطراب یک دشمن قهار و تا دندان مسلح است و قصدِ جان شما را کرده است. برای مبارزه با دشمن باید عملیات طراحی کنید، نقاط قوت و ضعف خودتان را بشناسید و همچنین با یک شناسایی دقیق میدانی از تجهیزات دشمن مطلع باشید. تا زمانیکه در دشمنیِ دشمن شک دارید و خصومت و توطئه آن را باور ندارید، نمی توانید آرایش جنگی بگیرید و با آن مبارزه کنید!
پس اولین قدم برای مقابله با اضطراب، پذیرش دشمنی اوست که درصدد آسیب رسانی به شماست. گام دوم خودباوری برای سرنگون کردن آن است. اگر شما تصور می کنید که نمی توانید از پسِ اضطراب برآیید، هرگز حرکتی علیه آن انجام نمی دهید و به مرور در مقابل آن ضعیف تر و تسلیم می شوید تا اینکه شما را از پای درآورد. اضطراب دشمنی است که مخالف استقلال و آزادی شماست. او می خواهد که شما همیشه وابسته به دیگران باشی! هر وقت خواستی به تنهایی کاری را انجام بدهی، سراغ تو می آید و ترس از شکست را در وجودت می گذارد. او مخالف موفقیت توست. برای زمین زدن تو سراغ نقاط ضعفت می رود. اضطراب دشمنی است که نمی دانی ریشه اش کجاست؟ از کجا می آید؟ اصلا دیده نمی شود. اگر بخواهم آن را به چیزی تشبیه کنم، دقیقا مثل شیطان است. دشمن آشکار شماست ولی از دیده ها پنهان است. اصلا در وجود توست. او ابزار خاصی ندارد. تنها ابزارش وسوسه کردن است. سراغ افکارت می آید و آنها را تحریف می کند. شما با نقاط ضعفی که از دارید به او میدان می دهید. اگر حسودید مدام شما را با دیگران مقایسه می کند. اگر عزت نفست پایین است مدام شما را سرزنش و تحقیر می کند. مهمترین دستاوردش کاشت تخم ترس در وجود شماست. افکارت را مغشوش و دلت را خالی می کند.
برای مبارزه با آن باید صدای وسوسه انگیز او را خفه کنی! او به صورت اتوماتیک وار سوهان روحت می شود و نشخوار ذهنی منفی ایجاد می کند. مدام تو را از آینده می ترساند و زمان حال را از تو می گیرد. در زمان حال نفس می کشی ولی در آینده سیر میکنی! باید در مقابلش صدای خفیف نیمه وجودت را رسا کنی! داد بزنی! او هر چند قوی است ولی تمام قدرتش را تو به او داده ای! تو با برجسته سازی نقاط قوتت می توانی پشت او را به خاک بمالی! تو باید بدانی مأمور به نتیجه نیستی بلکه مأمور به تکلیفی!
اگر اضطراب را به عنوان یک فرد راستگو پذیرفتی کارَت زار می شود. هر چه بگوید بدون درنگ می پذیری! ناامید می شوی و دقیقا به همان نتیجه ای می رسی که به آن فکر می کنی! این در صورتی است که اضطراب فردی دروغگوست، از کاه کوه می سازد. عیب ها را بزرگنمایی، سیاهنمایی و اغراق نمایی می کند. رقیبان را در نگاه تو برتر و جلوتر جلوه می دهد.
رابطه تو با اضطراب همانند رابطه نور و تاریکی است. هر وقت نگاهت نسبت به خودت و آینده ات تیر و تاریک شد، اضطراب آنجاست و آشیانه باز می کند و تخم می گذارد. ولی اگر نگاهت مثبت و خوشبینانه به آینده نگریستی، یعنی عدم اضطراب! همین!