FA - EN

هر جایی را که نگاهی بندازیم به نظر می رسد که مردم به دنبال ایجاد تأثیرات مثبت در این جهان  هستند وقتی که افراد پس از 8 ساعت کار روزانه از میز خود دور می شوند. تعداد زیادی برنامه های شاد و مفرح ، برنامه هایی برای ارتقاء بهداشت روان در محل کار و کتابهایی در مورد زندگی بهتر وجود دارد به چشم میخورد. اما آیا این تلاش ها واقعاً برای کاهش میزان تنهایی و افسردگی کافی است؟

شاید نتوانیم خیلی مطمئن از این موضوع حرف بزنیم. اما اگر واقعاً می خواهیم این موارد را متوقف کنیم، باید فرهنگ را تغییر دهیم، زیرا در حال حاضر فرهنگ ما تنهایی، فرسودگی و افسردگی را پرورش می دهد.

در این گفتار راه هایی برای ساختن یک جامعه شادتر معرفی خواهند شد، سه گامی که می توانیم برای داشتن یک جامعه شادتر برداریم. 

1-تغییر هنجارهای اجتماعی

تغییر فرهنگ مستلزم تغییر هنجارهای فرهنگی - اجتماعی است. به عنوان مثال ، اگر من در شرکتی کار می کنم که همه افراد در هفته 80 ساعت کار می کنند ، به سرعت یاد می گیرم که باید هفته ای 80 ساعت کار کنم. اگر به یک بقالی مراجعه کنم که همه  افراد را در راهروها فشار می دهند تا به آنجا برسند، یاد می گیرم که باید افراد را در راهروها فشار دهم تا از آن عبور کنند. و اگر وقت خود را با دوستانی سپری کنم که همیشه به من می گویند که چقدر استرس دارند، عمل کردن به روش هایی را شروع می کنم که باعث می شود استرس بیشتری را تجربه کنم تا احساس کنم که در میان  افراد جا افتاده ام .

اینکه که ما تلاش می کنیم تا با رفتارهای گروهی مطابقت داشته باشیم طبیعی است، حتی اگر بدانیم این رفتارها برای ما بد است.

برای تغییر هنجارهای اجتماعی، همه ما باید عمدا زندگی به روشهایی را تشویق کنیم که خوشبختی را تقویت می کند. به عنوان مثال ، می توانیم به افرادی که در فروشگاه از کنارشان عبور میکنم لبخند بزنم. یا می توانم به مردم بگویم که استرس ندارم، که من فقط پاره وقت کار می کنم  و از این کار خوشحالم (به هر حال ، من فقط به صورت پاره وقت کار می کنم و از این امر خوشحال هستم).

2-بازنویسی گفتگوهای درونی

مورد دیگری که به فرهنگ نه چندان خوشحال کننده ما کمک می کند، شعارهای  درونی ما در مورد چگونگی رفتار، تفکر و احساس است. به عنوان مثال ، شعارهایی مانند "خودتان راه را بسازید" و "اگر سخت کار کنید، می توانید به هر چیزی برسید" ، ما را به رسیدن به اهدافی مانند قدرت، پرستیژ و سودآوری سوق داده است و افراد را از داشتن امید و رسیدن به خوشحالی عمومی بازداشته اند.

وقت آن رسیده است که ما پیام های جدیدی ایجاد کنیم - پیام هایی که موفقیت را نه تنها در سرمایه داری در زندگی اصیل، هدفمند و سالم تعریف می کنند.

3-آموزش هنجارهای جدید به به دیگران

هنجار آن چیزی است که چراغ خاموش پیش  می رود و ما باید در مورد آموزش هنجارهای جدید اجتماعی آگاه باشیم. به عنوان مثال، بیایید در نظربگیریم بیلی و جو هر دو به یک مدرسه ابتدایی رفته اند، اما اکنون آنها به مدارس راهنمایی مختلف منتقل شده اند. در روز اول مدرسه بیلی، به او یک کمد و برنامه درسی داده می شود. به او گفته شده که باید بقیه را به تنهایی تشخیص دهد. این مدرسه شاید عمداً در تلاش نبوده است که به بیلی درباره فرهنگ مدرسه آموزش دهد و این موضوع اتفاقی رقم خورد. در واقع بیلی در حال یادگیری این موضوع است که در مدرسه جدیدش مستقل عمل کند.

در روز اول مدرسه جو یک نفر با عنوان «دوست روز اولی» به او در یادگیری فرهنگ کمک می کند. دوست جو او را به افراد دیگر معرفی می کند و به جو درباره فعالیت های گروهی آموزش می دهد. هر شخصی را که جو ملاقات کند خودش را معرفی کرده و از او در مورد حال واحوالش می پرسد. در پایان روز اول، مدرسه همایش بزرگی را برای همه دانش آموزان جدید ترتیب می دهد. این مدرسه آگاهانه مصمم است به دانش آموزان خود یاد بدهد که از آنها انتظار دارد حمایتگر و مهربان باشند و باهم مشاركت داشته باشند.

نکته مهم این است که اگر ما برای ایجاد فرهنگ مورد نظر خود اگاهانه فکر و تلاش نکنیم، فرهنگ های دیگر به خودی خود ظهور می کنند. و با توجه به آشفتگی که اکنون در آن هستیم می دانیم که، چیزی باید تغییر کند.

منبع:

Psychology Today

 Tchiki Davis, Ph.D.

Apr 19, 2018

ترجمه: آزاده قائینی

https://www.psychologytoday.com/us/blog/click-here-happiness/201804/3-ways-build-happier-society